بین الملل

شانگهای به وقت ایران!

فریدون مجلسی، دیپلمات و معاون پیشین سفارت ایران در اتحادیه اروپا در گفتگو با تجارت جهانی از نقش آفرینی مناطق آزاد ایران پس از پیوستن به پیمان شانگهای و همچنین تاثیر تحریم ها در ایجاد دست انداز برای پیوستن به اقتصاد جهانی می گوید...

تجارت جهانی: در چند وقت اخیر، بحث ملحق شدن ایران به پیمان اقتصادی شانگهای، حسابی داغ بوده است. البته درست چند روز پس از اعلام نهایی شدن پیوستن ایران به سازمان شانگهای، شیطنت ها در مرزهای شمال غرب کشور با محوریت دو کشور همسایه شروع شد. بسیاری از کارشناسان، عضویت ایران در سازمان شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا در این شیطنت ها را بی تاثیر نمی دانند.
از سوی دیگر، دو منطقه آزاد تجاری صنعتی ایران یعنی چابهار و ارس در به ثمر رسیدن اهداف ایران پس از عضویت در پیمان شانگهای، نقشی تاثیرگذار را ایفا می کنند. چابهار می تواند در «ابتکار کمربند و جاده»، حضوری فعالانه داشته باشد و مثلا کالاهایی که از شانگهای می آیند را پس از پذیرش در بنادر بهشتی و کلانتری ، راهی منطقه ارس کرده و آن کالاها تا هلسینکی فنلاند در منطقه اسکاندیناوی، ترانزیت شوند. روشن است است که از این طریق، درآمد گمرکی و ترانزیتی مطلوبی عاید کشورمان می شود.تجارت جهانی برای بررسی تحولات جدید در صحنه اقتصاد و تجارت ایران و البته نقش آفرینی مناطق آزاد با «فریدون مجلسی»، دیپلمات پیشین و تحلیلگر روابط و اقتصاد بین‌الملل، گفتگویی داشته که در ادامه از نظر می گذرد:
در حال حاضر ایران هم در پیمان اقتصادی شانگهای عضویت دارد و هم اورسیا عضویت دارد. تنها بخشی که از اقتصاد ما به اقتصادهای بازار آزاد شباهت دارد، مناطق آزاد هستند. به نظر شما مناطقی چون چابهار، ارس و انزلی چه نقشی می توانند در استفاده از ظرفیت های شانگهای و اوراسیا داشته باشند؟

تاثیر زیادی نمی‌توانند داشته باشند برای اینکه اوراسیا بیشتر تعارف است تا پیمان جدی دارای ضوابط و قواعد ؛ ولی مناطق آزاد با وجود همه حرف‌ها بدون توجه به اینکه آن طرفش اوراسیا یا شانگهای است، بی تاثیر نبوده اند و حیلی هم تاثیر مثبتی به جا گذاشته اند.
قراردادی مثل شانگهای تا زمانی که ایران به اف ای تی اف نپیوندد هیچ فرقی نمی‌کند! مثل اینکه شما بروید عضو تیم بسکتبال بشوید ولی بسکتبال بلد نباشید ؛ در مسابقه نمی‌توانید شرکت کنید و کار اصلی بر عهده شما نیست و دوم اینکه شانگهای ، همکاری اقتصادی و امنیتی گروهی از کشورهاست. در بخش امنیتی ممکن است به تفاهم‌هایی برسیم که غالبا اقتضا می‌کند علنی نباشد ، اما در بخش اقتصادی ، آنها ما را مشمول تحریم‌های آمریکا قرار دادند و هیچکدام با ما همکاری نکردند. می‌بینیم که چین مقادیری نفت از ایران برده و مقداری ایران طلبکار شده و آن‌وقت واردکننده ایرانی باید برود کل بهای طلبش را به ریال بپردازد و بانک مرکزی ما به صندوق مطالبات ایران بگوید و از آن صندوق ، یوآن به فروشنده چینی پرداخت شود . اینجا دلار فقط ابزار محاسبه است ؛ یعنی ما بین دلار و یوآن ارتباطی برقرار کردیم و نوعی تجارت پایاپای میکنیم که پنجره ایست که به اقتصاد ما وصل است . با روسیه این ارنباط کمتر است برای اینکه ما از آنها طلبی نداریم .
این ارتباط تا حدودی با هند برقرار است که ما را مشمول تحریم می‌دانند و حتی عراق متحد ایران، ما را مشمول تحریم می‌داند و انواع دور زدن‌ها چیزی است که تجارت خارجی ایران را می‌چرخاند و در حد ده درصد قابلیت یک کشور بزرگ مثل ایران است . بنابراین وظیفه دولت‌ها این است که برای رفاه ، آسایش و توسعه ملت خودش اقداماتی انجام دهد که کشور از ستیز جهانی خارج شده و وارد عرصه بین المللی شود.
اقتدار تجاری و اقتصادی خودش را بدست بیاورد و بتواند از طریق مجراهای بانکی مثل دیگر کشورهای دنیا نیازهایش را وارد کند و مازاد تولیداتش را بفروشد و وارد بازار بین المللی شود؛ البته این در شرایط فعلی امکانپذیر نیست.

با جبهه نوینی که توسط آمریکا ، بریتانیا و استرالیا در یک پیمان امنیتی سیاسی، تشکیل شده عملا اتحادیه اروپا هم در فاز اقتصادی و هم سیاسی، احساس سرخوردگی می کند؛ ایران چگونه می تواند از این موقعیت برای توسعه روابط با اروپا استفاده کند؟

متاسفانه بخاطر تحریم های ظالمانه، ایران خارج از جدول و ارتباطات بین المللی است ، اگر چنانچه در جامعه بین الملل پذیرفته شده باشیم و حضور داشته باشیم، آن موقع می‌توانیم در تحولات جهانی سهمی داشته باشد. آن سه کشور بین خودشون قراردادی بستند که بخشی به زیان فرانسه بوده که زیردریایی‌های اتمی فرانسوی که ماموریت هایشان هم تمام شده ، به دردسر می افتند.
یک مقداری هم هشدار به چین است برای اینکه نوعی استیصال است به جهان غرب بسط داده و نگرانی ایشان از این است که آنها روی صادرات خیلی متکی هستند و به تدریج می‌بینند در حال از دست دادن بازارهای صادراتیشان در چین هستند. در این مساله ایران چه نقشی دارد که بتواند بهره مند شود نه صادرکننده مهمی و نه وارد کننده مهمی است و نه اجازه صادرات و واردات دارد و تحریم‌هایی ظالمانه از جانب امریکا بر ما تحمیل شده که در تاریخ بی سابقه است.

تاریخ ثابت کرده که اقتصاد و سیاست با هم پیوندی ناگسستنی دارند. به نظر شما مناطق آزاد ایران باید بیشتر روی همکاری با چین حساب کنند یا هند؟چرا؟

ایران گزینشی ندارد و هند هم امکاناتش به اندازه چین نیست و در این گزینش محدودی که وجود دارد ناچار هستیم هر کدام که بیشتر از ما نفت خریدند و در نزد آنها ، ذخیره ایجادشد از محل آن سپرده ما خرید داشته باشیم. از هند می‌توانیم چایی بخریم و از چین ماشین آلات پیشرفته تری بخریم که بتوانیم اقتصاد خودمان را توسعه دهیم . آنها باید انتخاب کنند آیا مایل هستند ار ایران نفت بخرند و به جایش چیزهایی بدهند یا نه .ما شبیه دوران عراق هستیم ،نفت در برابر غذا و این در شان کشور بزرگی مثل ایران نیست که در دنیا انتخاب الزامی اش بین چین و هند باشد.
باید آزادانه در بازار جهانی ، انتخاب خودمان را روی بهترین‌ها،باصرفه ترین‌ها و سودمندترین‌ها بتوانیم انجام دهیم ؛ آن‌موقع آن کشورها از موقعیت انحصاریشان برای گرانفروشی و ارزان خریدن با ما رفتار نمی‌کنند.

آفریقا حوزه ای اقتصادی است که در یکی دو دهه اخیر، از بازار مصرف آن غافل شده ایم. کدام کشورها در قاره سیاه، پتانسیل خوبی برای کالاهای صادراتی ایران دارند؟

هیچکدام؛ آنها ما را مشمول تحریم می‌دانند ولی بعضی از کشورها امکانات دور زدن تحریم ها را دارند. حساب کتاب مرزهای رسمی را ندارند و کسانی که دستشان در دور زدن تحریم ها باز است ممکن است از طریق پنهانی به بعضی از این بازارها مثل کشورهای محروم و بی حساب کتابت بتوانیم نفوذ داشته باشیم. ما تا وقتی که در عرصه تجارت بین المللی حضور واقعی نداشته باشیم که مستلزم خروج از تحریم‌ها است ، چه در افریقا چه در آسیا و چه امریکای جنوبی در هیچکدام شان امکان بازی و ورود جدی نداریم. ورودهای استثنایی و پنهانی درد مملکت بزرگی مثل ایران را دوا نمی‌کند .

ابتکار کمربند و جاده توسط چین به روزهای عملیاتی شدن خود، نزدیک تر شده است. نقش ایرانی که در شانگهای عضو شده در قاعده این بازی اقتصادی چیست؟

فعلا بیایند کمربندشان را بسازند و بعدا نقش هم پیدا می‌شود! عجالتا نقشی ندارد چون ایران تحریم است و این کمربند هم بگذرد ،منافعی حاصل می‌شود ولی تجارتی جدی نیست . چین روابطش با کشورهای عربی که رقیب ایران است خیلی بیشتر است و پایگاه اصلی سرمایه گذاریش پاکستان است و بندر کراچی و البته بندر گوادر ،پایگاه بزرگ تجارتی چین است. در ارتباط با آسیای مرکزی و در مقایسه با اروپا و رژیم صهیونیستی، روابط چین خیلی با آنها مهمتر است تا ارتباطشان با ایران که بخواهند خودشان را قربانی محدودیت‌های تحریمی ایران کنند. ولی آنها جاده می‌کشند با این امید که این وضعیت تحریمی روزی در ایران پایان خواهد یافت و تجدیدنظری روی موانع سیاسی تجارت ایجاد می شود . ایران هم که در مسیر این ابتکار قرار دارد و قطعا برای ما سودمند خواهد بود.

افغانستانی که تحت سلطه طالبان است را آیا باید از پیمان چندجانبه «چابهار» شامل ایران ، هند و تاجیکستان، حذف شده بدانیم؟چرا؟

حساب تجارت را از سیاست باید جدا کرد ،در این تجارت زندگی و مرگ مردم افغانستان هم مطرح است ؛اگر ما هم بخواهیم تحریم کنیم آن‌وقت تحریم کردن را که علیه مردم است توجیه کرده ایم. طالبان دشمن ایران و جمهوری اسلامی است ولی به هر حال در آنجا یک ملت چهل میلیونی زندگی می‌کند که نیاز دارند از طریق ایران و چابهار ارتباطات حیاتی خود را برقرار کنند و حق ترانزیتی هم به ایران تعلق می‌گیرد .
کمک به توسعه اقتصادی، کشورها و مسئولین اش را به فکر وا می‌دارد که سیاست جهانی و سود بردن از روابط بین المللی نیازمند پذیزش بازی بین المللی است و طالبان هم اگر چنانچه بخواهند در مسند امور باشند ،قدرت خودشان را در این می‌بینند که به قواعد بازی جهانی تن دهند و زودتر بتوانند خودشان را اصلاح کنند. قطع کردن ارتباط و بریدن مسیرها و سیاست را در مسایل اقتصادی دخالت دادن باعث بدتر شدن اوضاع و لجاجت ها ، باعث جنگ‌ها وستیزه‌های بیشتری می‌شود.

نمایش بیشتر

تجارت جهانی

تجارت جهانی، متخصص مناطق آزاد ایران و جهان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا