مناطق آزاد

انحلال مناطق آزاد جدید

تجارت جهانی در گفت‌وگو با طهمورث قاسمی مشاور فراکسیون مناطق آزاد طرح انحلال مناطق آزاد جدید با محوریت مجلس شورای اسلامی را بررسی می‌کند؛ بیابان‌هایی که زیر ساخت لازم را ندارند و بودجه‌ای در قانون برایشان تعریف‌نشده است، شایستگی منطقه آزاد شدن را ندارند.

ایده احداث مناطق آزاد در جهان با اهداف متفاوتی در زمینه رشد و توسعه اقتصاد و تجارت در کشورها دنبال شد. در ایران احداث این مناطق از سال ۱۳۷۲ طبق قانون اجرایی شد و اهدافی در زمینه رشد اقتصاد و آبادانی در مناطق مختلف کشور از طریق این مناطق ترسیم شد. با وجود چالش‌ها در مدیریت مناطق هشت‌گانه در کشور، احداث ۷ منطقه آزاد جدید در دستور کار قرار گرفته است که با مخالفان و موافقانی همراه بوده‌است. طهمورث قاسمی مشاور فراکسیون مناطق آزاد مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با تجارت جهانی ضمن بیان نقطه نظر در زمینه مناطق آزاد جدید، به اهمیت تغییر در برنامه‌ریزی و مدیریت مناطق آزاد در کشور می‌پردازد.

چرا در حالی که عملکرد هفتگانه، مورد انتقاد شدید همه دستگاه ها و مردم است، مناطق آزاد جدید باید شکل بگیرند؟

نمیتوان در قبال عملکرد مناطق آزاد به طور مطلق تحلیل یا ارزیابی خیلی دقیق به دلیل چالش های موجود در مناطق داشت. در واقع قانون گذار ما در همان اول اشکالاتی در خود داشته است و این اشکالات مانع از مقایسه منطقه آزاد در ایران و در کشورهای دیگر می‌شود. این مقایسه دارای مشکلاتی است و به‌نظر من برخی از انحرافات هم به همینجا بازمیگردد. اگر به ماده یک قانون اداره مناطق آزاد رجوع کنیم متوجه می‌شویم که قانونگذار بالغ بر ۹ هدف را برای این مناطق هدفگذاری کرده‌است، که این اهداف بعضاً جمع نقیضین است یعنی اصلا قابلیت جمع با یکدیگر را ندارد.ما در دنیا چنین تعریفی برای مناطق آزاد نداریم که این مناطق خود مسئول فراهم آوردن زیرساخت‌ها، کسب درآمد و درنهایت ارائه خدمت عمومی هستند. اما در ایران مناطق آزاد را از همان سال ۱۳۷۲ به این صورت هدفگذاری کرده‌ایم. اگر بخواهیم تحلیل و قضاوتی براساس همین شاخص ها داشته باشیم، قطعاً در بعضی مناطق رشد قابل‌قبولی وجود دارد. به‌عنوان مثال اگر به قبل از ۱۳۷۰ به جزیره کیش برگردیم، این جزیره در آن زمان با کمترین امکانات زیست بود. اما امروز شرایط در آن تغییر کرده است، اما اگر به نسبت ماهیت و کارکرد منطقه آزاد بسنجیم نتیجه متفاوت خواهد بود. بنابراین بستگی دارد که ما براساس چه هدفی داوری کنیم. پس بخشی از مشکلات مناطق آزاد به نگاه اولیه قانونگذار در همان ابتدای کار برمیگردد که انحراف اول درمورد مناطق آزاد است. نکته مهم دیگر این است که برخی از این مناطق ،بعضاً در مسیر هدف حرکت کردند و بعد از مسیر خارج شدند و احتماالً کارآمدی موردنظر را از دست داده اند و برخی مناطق هم اساساً در مسیر هدف قرار نگرفته و نیاز به بررسی جداگانه دارند.

لطفا به صورت مصداقی توضیح بدهید

به عنوان مثال منطقه آزادی را داریم که حتی هنگامی که ۱۵ کیلومتر وارد آن می شویم اصلا متوجه نمی شویم، به این دلیل که حد و حدودی برای آن وجود ندارد. در حالی که سال هاست که فعالیت می کند. در این صورت قاعدتا نباید نام منطقه آزاد را بر آن گذاشت چرا که شروط اولیه منطقه آزاد را دارا نیست. در عین حال در منطقه آزاد کیش زیرساختها آماده شده است و ما بخش عمدهای از زیرساخت های را در کیش فراهم کرده ایم. این منطقه جزو معدود مناطقی است که زیرساخت ها برای گردشگری و تجارت فراهم است. در کل ما در بررسی و داوری عملکرد مناطق آزاد نمیتوانیم همه را یکسان ببینیم و با یک دید کلی خوب یا بدی آنها را مشخص کنیم اما به طورکلی برای ارزیابی مناطق آزاد اگر از این استثناها بگذریم، متأسفانه عملکرد قابل قبول نیست و ما شاهد عملکرد خوبی نبودیم. نکته قابل عرض دیگر این است که منطقه آزادی مزیت و امتیازی دارد و این مزایا برای هر منطقه میتواند مثبت باشد؛ طبیعی است که فرضاً من به عنوان نماینده مجلس و فردی که میتوانم برای حوزه خودم اثرگذار باشم، سعی میکنم برای حوزه انتخابیه خود اختیارات و امتیازاتی را در نظر بگیرم، به طوریکه بخشی از فعالان را مشمول معافیت های مالیاتی و معاف از عوارض گمرکی شوند و یا به شکل منحصربه فردی مزایای مختلفی برای آنها ایجاد کنم. بنابراین هر فردی ممکن است در تلاش باشد که منطقه آزادی را در حوزه خود احداث کند و همین است که ما شاهد مناطقی هستیم که به طور غیراصولی و بدون زیرساخت ها و الزامات مورد نیاز احداث میشود و در ادامه کار آن میمانیم.

در حالی که مناطق آزاد چابهار هنوز نتوانسته است به ماموریت ها و نقشه راه خود برسد، چرا باید منطقه آزاد سیستان که هیچ کارکردی ندارد و احتمالا منجر به حاشیه نشینی بیشتر شود، شروع به کار کند؟

با این نظر موافق هستم. اگر امروز بخواهم پیشنهاد سیاستی بدهم، حتماً میگویم که ابتدا باید همین مناطقی که داریم را دسته بندی کرده و برای هر کدام «محور تخصصی» فعالیت تعریف کنیم و تکلیف را از لحاظ مزیت ها و تمایزها در نحوه اداره، مدیریت و اعمال قوانین روشن و سازماندهی کنیم؛ تراز تجاری را مثبت کرده و به اهداف نزدیک شویم و در نهایت اگر توانستیم به این معیار ها برسیم به دنبال توسعه کمی مناطق باشیم. در غیر این صورت ما شاهد از دست دادن و تحلیل رفتن مزیت رقابتی در مناطق هستیم. امروزه توسعه مناطق آزاد به طور غیراصولی باعث میشود اگر چند منطقه پیش رو داریم همین مناطق را هم از مسیر خارج کنیم و آنها را هم از دست بدهیم. من معتقد هستم تا زمانی که این سازماندهی ها انجام نشود، با توجه به قوانینی که در زمینه مالیات اجرا میشود، همه مناطقی که از قبل داریم از دست میرود. واقعیت این است که باید تکلیف را روشن کنیم و بعد به سمت مناطق جدید برویم.

بنظر شما نباید مجلس فعلا برای آغاز به کار مناطق آزاد جدید که حتی بودجه مشخص ندارند، در خواست اضمحلال کند و فعالیتشان متوقف شود؟

این نگاه و این اراده در مجلس تا حدودی شکل گرفته است؛ حتی با همین نگاه در اوایل این مجلس دکتر خاندوزی که نایب رئیس کمیسیون اقتصادی بودند، طرح اصلاحیه قانون اداره مناطق آزاد را دادند. آن زمان از همین منظر به اصلاحیه نگاه می‌کردند و قصد داشتند تا شاخص هایی را برای توسعه مناطق تعریف کنند، با این مضمون که منطقه‌ای باید تأسیس شود که دارای یکسری شرایط باشد، اگر طرح جامعی نداشته باشد، اگر زیرساخت های لازم را نداشته باشد اساساً نمیتواند پیشنهاد داده شود. در بند ۱۱ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی «توسعه عمل» مناطق آزاد را داریم. اما توسعه دارای قاعده ای است و این وظیفه مجلس است که آن را قاعده‌مند کند. هرچند که ممکن است عده‌ای از نگاه منطقه ای به قضیه نگاه کنند و نگاه ملی مغلوب شود، اما دغدغه دستگاه های نظارتی و نهادهای درگیر در این حوزه این بود که مناطق را ساماندهی کنیم. اگر وضعیت همینطور پیش رود توسعه کمّی پیدا میکند، بدون اینکه آوردهای برای کشور داشته باشد. بله این رویکرد وجود دارد اما بحث طرح اصلاحیه در کمیسیون اقتصادی مجلس در دست بررسی است.

تمام مناطق آزاد هفتگانه از سی سال پیش تاکنون در مرحله نسل یکم مناطق آزاد جهان، جا مانده اند؛ آیا اضافه کردن مناطق آزاد جدید بدون زیرساخت های لازم، آن هم با مصوبه مجمع تشخیص، نوعی لجبازی و اتلاف منابع محسوب نمی‌شود؟

در رابطه با این موضوع بهتر است اینطور گفت که امروز حداقل پنج گونه منطقه آزاد وجود دارد و این گونه ها بسته به اینکه کدام نوع از این مناطق را بخواهیم تأسیس کنیم متفاوت خواهد بود. مثلا منطقه چابهار موقعیت برتری ترانزیت دارد و همه شرایط ترانزیت را داراست؛ در این منطقه نمیتوان بحث گردشگری، صنعت، تجارت یا پتروشیمی را داشته باشیم. بنابراین نمیتوان در رابطه با این موضوع حکم ثابتی داد. اما من با این نگاه کلی موافقم که نباید به سمت اضافه کردن مناطق برویم، تا زمانیکه تکلیف مناطقی که داریم سازماندهی شود. خصوصاً این مناطق جدیدی که در حال اجرایی شدن هستند؛ توسعه هرگونه مناطق آزاد مضرات بیشتری تا محاسنی دارد که احتمالا ممکن است داشته باشد.

مناطق آزاد اردبیل، قصر شیرین و مهران اساسا چه نقشی در تجارت بین الملل میتواند داشته باشند، در حالی که هیچ واحد تولیدی درستی برای صادرات ندارند؟

در بحث نقش در تجارت یک موضوع این است که آیا ظرفیت نقش آفرینی در حوزه تجارت دارند یا خیر، که بله قطعاً این مناطق با توجه به موقعیت هایی که دارند میتوانند ظرفیت تجارت را داشته باشند. اما شروطی لازم است با این وضعیتی که ما امروز در مناطق آزاد داریم نمیتواند اجرایی شود. ابتدا باید برگردیم و پیش نیازها را فراهم کنیم درغیراین صورت هیچ نتیجه ای برای ما نخواهد داشت و ما نمیتوانیم در غرب بلکه در شرق و شمال هم در اقتصاد ملی و تجارت منطقه ای نقش آفرینی ببینیم.

برای منطقه آزاد سیستان، ماموریت تجارت با افغانستان، تعریف شده است؛ افغانستان زمانی که طالبان نبودند، چیزی برای تجارت یا ترانزیت نداشت حالا که طالبان نبض امور را در دست دارند، به نظر می رسد تشکیل منطقه آزاد سیستان، هیچ کارکردی جز ایجاد حاشیه نشینی مثل چابهار ندارد آیا نباید منطقه آزاد سیستان، منحل شود؟

توسعه و توازن منطقه ای مزایا و کارکردهایی دارد که اگر بتواند نقش آفرینی کند و اگر بخواهم طبق قانون پاسخ بدهم پاسخ مثبت است. در حقیقت هنوز ماده یک در رأس کار است و همان ارائه خدمات عمومی، اشتغال‌زایی و تا حدودی وضع درآمدی را شامل میشود. اگر با این دید ببینیم، بله اثر دارد. به هرحال در منطقه محروم و برای محرومیت زدایی قدری مفید خواهد بود، اما اگر بخواهیم به عنوان بخشی از اقتصاد ملی آن را نگاه کنیم، در شرایط فعلی خیر.

نمره شما به عملکرد مناطق آزاد ؟

نمی‌شود نمره یکسانی به همه مناطق داد. شاید بتوان گفت کیش به نسبت دیگر مناطق پیشرفت حدودی خوبی داشته است. در حالت کلی هدفگذاری ما در کیش، تجارت گردشگری بوده است و از همان دهه ۵۰ بر همین اساس پیش رفت. از آن زمان تا امروز زیرساخت ها مثل هتل‌ها به نسبت، نزدیک به شاخص‌ها پیش رفته است. یا در زمینه فرودگاه‌ها، امروزه ظرفیت فرودگاه‌های ما از ظرفیت بسیار بالایی برخوردار است. مثبت شدن تراز تجاری در کیش به دلیل خدماتی است که به شرکت ها ارائه میشود و امروزه درآمدهای بالایی ایجاد کرده است. بااین حال همچنان مشکلاتی مانند هزینه سفر و میزان مسافر را نیز داریم. در کل وضعیت مناطق در ایران به یک صورت نیست و در جایگاه های متفاوتی از رشد قرار دارند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا